ایثاروشهادت
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است ///که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است//// نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو ///که این مرام حسین و منطق دین است

                                 
 
رمز بقای عاشورا

ای اسم اعظم حق کز عالمی نهانی وی شمع نور مطلق کز روی نی عیانیای در منای میدان از نقد جان گذشته رسم از تو شد به دوران آینن جانفشانی (آیت عظمایحق کمپانی) چرا حسین(ع) در یادها باقی است؟
زیرا او در روز جاودان عاشورا بزرگ ترین درس ها را به مردمانداد.
او زندگی به دور از بردگی و زبونی را به همه جهانیان نشان داد وبنایی را پی ریخت که برای همیشه معبد اهل خرد و ایمان شد. او به انسان ها آموخت کهمی توان و باید که در برابر سالوس و ریا ایستاد و دین و اعتقاد راسخ را از توفانباورهای ساده و عوامفریبانه محافظت کرد. او به همه آموخت که نباید فریب خورد و اوخود در این راه، از تمام هستی اش، مشعلی ساخت روشن برای هدایت دیگران.
در هیچ کدام از تواریخ مضبوط و متقن، نشانی از خشونت و جهالت درلشکر حسین علیه السلام نمی یابیم. اگر بعضی روایات ضعیف و داستان های مجعول را درنظر نگیریم، هرگز نشانی از ضعف و سستی و ترس در میان نیست. عاشورا، روزی که حسینعلیه السلام آن را جاودان ساخته است، روز کسانی است که هیچ چیز را بالاتر از سعادتراستین مردمان نمی خواهند و بر سر آن سازش نمی کنند. نزد اینان جوانمردی و شرفلگدمال نمی شود، حتی اگر بر بدنشان اینگونه رود، حسین علیه السلام انسانیت را بهیاد مردمان آورد و همانند دوران جد بزرگوار و پدر نورانی اش، ارزش های الهی را درقامتی انسانی دوباره عرضه کرد. خداوند سلامت و بقای دینش و کتابش را تضمین کردهاست؛ حسین علیه السلام نیز با خون پاکش، حیات انسانی مسلمانان را با احیای صفاتارزشمند انسانی، به آنان بازگرداند.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 1 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

روایاتی از امام صادق (ع)
پیروان ما پرهیزگار و در پرستش پروردگار كوشا، باوفا، امانت دارو كنارگیر از دنیایند. پنجاه و یك ركعت نماز در روز و شب به جای می آورند و شبها رابیدار و روزها را روزه دارند. زكات دارایی خود را می دهند و حج خانه خدا می كنند واز هر ناشایستی دوری می نمایند.
دروغ می گوید آن كه گمان دارد از پیروان ماست و به جز ما تمسكمی جوید. كسی كه به درستی و از بن دندان «لا اله الا الله» گوید، به بهشت داخل میگردد و هنگامی كه «لا اله الا الله» را درست و از ته دل گفته كه با گفتن او دیگرگرد حرام نگردد.
پیروان علی (ع) مهربان و دانشمند و دارای گذشت اند. به تركزیادی دنیا شناخته می شوند. پس در كتارهای خود پرهیزگاری و كوشش در مجاهده با نفسرا پیش گیرند. پیروان ما كسانی هستند كه صدایشان كوتاه است و از گوششان نمی گذرد وكینه آنها از دستهایشان رد نمی گردد {او به دیگری برخورد نمی كند} كار خود را بردیگران بار نمی كنند .. پیروان ما در زندگی سبك بال هستند. آنها در دارایی شان برایدیگران حقی معلوم كرده اند و با یكدیگر انس می گیرند.
مهر پیامبر (ص)
ابوالحسن (ع) می فرماید: آن كه با پیروان ما ستیزه كند، با ماستیزه كرده و هر كه با آنان مهر ورزد با ما مهر ورزیده است، چون آنان از خمیره ماآفریده شده اند. كسی كه آنها را دوست داشته باشد، از ماست و كسی كه دشمن ایشانباشد، از ما نیست.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 30 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
عزای حسین(ع) از دیروز تا امروز

جای بس خوش وقتی که این روزها بسیاری از ناسره ها را از ایامعاشورای حسینی زدوده اند و دیگر خبری از – صدالبته به علن و آشکار – قمه زنی، سنگزنی، تیغ زنی، شمایل کشی، و... نیست، هر چند هنوز هم علامت کشی باقی و بقایایی داردو امید آنکه این کار نیز از عزای سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) دورگردد و با خود بیندیشیم، آنکه بر ما درس آزادگی داد، شش دهه پس از آنکه از عمرمبارکش گذشت، قیام در راه دین خدا کرد و فقط ما، ده روز از سال را با او کار داریمو از این ده روز، فقط نیم روز را درمی یابیم، آن هم با برخی از آداب و رسوم نکوهیدهو کمتر اندیشیده ایم: چرا حسین(ع) در ایام ذی الحجه، حج ابراهیمی را کامل نکرد و روبه سرزمین کوفه نهاد و حتی تا آخرین لحظات حاضر به جنگ و خون ریزی نبود و آن گاه کهقصد به ذلت کشیدنش را داشتند، به آن ها «هیهات» گفت و از شمشیرها خواست تا او رادریابند، تا دین جدش، پایدار بماند و ماند و خواهد ماند.
شکی نیست که قریب به هشت قرن است، در دیاری که تعلق به علی(ع) واولاد او دارد، بر سیدالشهدا(ع) می گریند و مظلومیتش را بازگو می کنند، تا درسیباشد برای زندگان رهرو او، تا راه و رسم زندگی با عزت را بیاموزند. اما طی هشت قرنگذشته، آن قدر حواشی بر مراسم بزرگداشت او افزودند، که اصل ماجرا می رفت تا به گونهای دیگر جلوه گر شود.
می گویند، دل سوخته ای، در روز عاشورا، در اعتراض به این گونهمراسم زائد و به دور از شئون دین، در حالتی که پیامبر(ص) را مخاطب قرار داده بود،سرود:
دین تو را از پی آرایشند در پی آرایش و پیرایشند
بس که ببستند بر او برگ و ساز گر تو بیایی، نشناسیش باز
با این مقدمه نگاهی کوتاه به چگونگی برپایی مراسم محرم در گذشتهمی اندازم و چند تکیه و حسینیه معروف تهران را – که هنوز هم به گونه ای باقی ماندهاند – یادآور می شوم.
تهران در نوروز سال ۱۲۰۰ هجری قمری به عنوان مرکز ایران انتخابشد. تا آن موقع، چند امام زاده – امام زاده زید(ع) در بازار و امامزاده یحیی(ع) درمحله عودلاجان – و مسجد جامع مرکز تجمع مردم برای عزاداری بود. از نحوه و چگونگیعزاداری در آن زمان اطلاعات چندانی در دست نیست، اما پس از آن که فتحعلی شاه قاجاربر تخت نشست، برای سرپوش نهادن به شکست های خفت بار در برابر روس و تحمیل شدنعهدنامه های گلستان و ترکمانچای، تظاهر به دین داری، از مهم ترین کارهای این پادشاهغافل، عیاش و ایران برباد ده بود.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 26 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

امام حسین(ع) و دینداری در غبار فتنه ها

فتنه، آزمون همیشگی برای همگان است. این سنت الهی حتی نسبت بهاولیای الهی سخت تر و برای مومنان سخت است. از این رو گفته اند: البلاء للولاء، بلاو آزمون برای دوستان است. بسیاری از مدعیان دینداری در آزمون ها چهره حقیقی خویش ازایمان و کفر را روشن می کنند. بر همین اساس خداوند آزمون را به عنوان سنت و قانونقرارداده تا این گونه حجت بر همگان تمام شود تا سیه رو شود هر که در او غش باشد.
نگاه امام حسین (ع) درتحلیل روان شناسی اجتماعی رفتار مردم ازچنین خاستگاهی برخوردار است و او با آن که می دانست که مردم این گونه هستند، ولیبرای اتمام حجت، به میان ایشان رفت و در فتنه بزرگ، ملتی را آزمود تا نگویند اگرپیشوایی بود ما به راه راست می رفتیم و عدالت را برپا داشته و علیه ظلم و ستم قیاممی کردیم.
نویسنده دراین مطلب کوتاه بر آن است تا سنت و سیره امام حسین(ع) را دربرخورد با مدعیان دینداری ارائه دهد و نقش آزمون را درحقیقت شناسی و تمایزحق از باطل تبیین کند.
فتنه ها وآزمون ها
آزمون های الهی در اشکال و قالب های گوناگون صورت می گیرد. خداوند به علل گوناگون بر آن است تا انسانها در دام بلا و فتنه گرفتار آیند. خداونددرآیه ۲سوره عنکبوت می فرماید:أحسب الناس أن یترکوا أن یقولوا امنا وهم لایفتنون؛آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم، رها می شوند و مورد آزمایش قرار نمیگیرند؟
از این آیه چنین بر می آید که آزمون فتنه ها برای آن است کهمدعیان ایمان از مومنان واقعی بازشناخته شوند. از این رو درباره بادیه نشیناناعرابی می فرماید:قالت الاعراب امنا قل لم تومنوا ولکن قولوا أسلمنا ولما یدخلالایمان فی قلوبکم و ان تطیعوا الله و رسوله لایلتکم من أعمالکم شیئا ان الله غفوررحیم؛ برخی از بادیه نشینان گفتند:«ایمان آوردیم» بگو: ایمان نیاورده اید، لیکنبگویید: اسلام آوردیم و تسلیم شده ایم.» و هنوز در دلهای شما ایمان داخل نشده است. و اگر خدا و پیامبر او را فرمان برید، از ارزش و پاداش کرده هایتان چیزی کم نمیکند. خدا آمرزنده مهربان است.» (حجرات، آیه ۱۴)


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 24 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
فرهنگ عزاداری حسینی و دشمنان ما!

عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) و تشکیل مجالسسخنرانی، وعظ و خطابه بدین مناسبت، یکی از زمینه های ترویج مسایل دینی و شیوه ایارزشمند برای ماندگاری اهداف قیام حسین بن علی(علیه السلام) است.
عزاداری برای سالار شهیدان، در حقیقت شرکت در دانشگاهی است کهدر کلاس هایش جمعیتی انبوه از سراسر جهان باایمان و اخلاص حضور می یابند و زنگار ازچهره جان و جهان می زدایند.
نقش عظیم چنین حرکتی در زنده نگه داشتن روحیه مبارزه با ستم وستیز با تباهی و فساد و به طور کلی نشر مبانی دین مبین، به هیچ روی قابل انکار نیستو تاریخ خود گواه صادقی بر این جایگاه است.
از همین روست که پیوسته در طول زمان، دشمنان برای تعطیل یاتحریف این حرکت مقدس و شورآفرین، تلاش ورزیده اند.
... برپایی عزا برای سیدالشهدا(ع)، نوعی اعتراض به ظالمان وحمایت از مظلومان است. اشک ریختن در سوگ اباعبدالله، عامل تقویت حس عدالت خواهی وانتقام جویی از ستمگران و زمینه سازی برای تجمع نیروهای پیرو حسین(ع) در خط دفاع ازحق است. عزاداری برای شهید، انتقال فرهنگ شهادت به نسل های آینده است. عزاداری،احیای خط خون و شهادت و رساندن صدای مظلومیت آل علی(ع) به گوش تاریخ است...»(۱)
بی جهت نیست که ستم پیشه گان و دین ستیزان پیوسته با چنینمظاهری مخالفت می ورزند. این جاست که می بینیم «در مقطعی از تاریخ ایران (از سال۱۳۱۳تا ۱۳۲۰ شمسی) در دوره رضاخان، عزاداری برای سیدالشهدا(ع) ممنوع شد و تکیه هاموقتا رونق خود را از دست دادند. در آن مدت، در خانه ها و پنهانی، گاهی پیش از روشنشدن هوا و دمیدن خورشید، مجالس روضه برپا می شد و دور از چشم مأموران رضاخانعزاداری انجام می گرفت.»(۲)
به دلیل کارآیی و کارکرد و اهمیت این مسئله است که دشمنان ومستکبران سیلی خورده از مجالس راستین عزاداری امام حسین(علیه السلام) بی کار ننشستهو پیوسته تلاش مذبوحانه ای را برای خنثی سازی آثار شگفت و برکات عظیم این مجالس، ازخود نشان داده اند.
دکتر «مایکل برانت» یکی از معاونان سازمان سیا، در کتابی باعنوان «نقشه ای برای جدایی مکاتب الهی» می نویسد:


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 23 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
   
 
 
درنگی بر اقیانوس اشک عاشورایی

محرم برای مسلمان شیعه یادآور مصیبت بزرگی است که نسل ها را ازهمان کودکی با نام و یاد حسین بن علی (ع) و یاران با وفایش مانوس ساخته و اشک ها رابرگونه جاری می کند.
به واقع محرم درگذر عمر آدمی با سوالی مهم روبه روست و آن اینکه چه شد فرجام امت نبوی از مدینه توحیدی به نینوای حسینی رسید و برجامعه اسلا میپس از پیامبر(ص) چه گذشت که نیم قرن پس از رحلتش، فرزند او را در نینوا به قصد قربالهی و رسیدن به بهشت مورد هجمه سنگین تبلیغاتی ورزمی قرار داد; به گونه ای که اورا به عنوان یک خارجی و برگرفته از فتوای شریح قاضی و به نام حفظ وحدت در امتمحمد(ص) به شهادت رساندند و تمامی اقداماتشان در قیامت دنیای فانی و محشر کبریاییکربلا را با ماهیتی دینی و برای همراه سازی تفکر سطحی اندیش مردم زودباور و رنگپذیر آن برهه زمانی به سرانجام رساندند; در این مقیاس تحلیلی آنچه در کربلا صورتپذیرفت از بعد بینش آزاد اندیش بشر روشنفکر کنونی، جنایتی نابخشودنی است که تمامیابعاد رفتاری وگفتاری سپاه کوفه را در قالبی از پستی ها و رذایل متجلی کرده است; بهواقع آب بستن بر سپاه امام حسین(ع)، توحش تمام در مثله سازی بدن شهدای کربلا ،بریدن سرو برنیزه کردن آن، لگدکوب کردن اجساد شهیدان به وسیله اسب ها و حتی رهاسازیتیر به سمت طفل شیرخوار امام حسین(ع) به عنوان تابعی از ددمنشی و دیوسیرتی کوفیانبی وفا ذهن آدمی را متوجه گذرگاه ها، پرتگاه ها و چاه های بر سر راه حرکتش می کند ودر این باب تمامی سوالا ت دوران کودکی که جزو رموز و ابهامات ذهنی فرد به شمار میرود; با افزایش سن و پاگذاشتن به بلوغ تاحدودی مرتفع شده و پرده های رمز آلود اینحقیقت مطلق برای اندیشه جست وجوگر بشر به کناری رفته و ابعاد عظیم این حماسه بشریبیشتر در نظر هر فرد جلوه حقیقی خود را عرضه می کند.
از این زاویه عاشورای دوران کودکی با کلمه حسین مظلوم برای مامعنا گرفته بود اما در نگاه امروزی، کربلا کهکشانی بزرگ از معنای عمیق وژرف است کهآدمی را نسبت به سبک زندگیش هوشیارتر می سازد و در این منظر آنچه عاشورا را در مقامدانشگاهی اجتماعی و عقیدتی جلوه گر می سازد، پندآموزی از فرآیند لغزش و غفلتی استکه کوفه منادی حق را به معارضی پرده در بدل می سازد و تاثیرات مال حرام و ناپاکزندگی کردن را در وجهی بارز از رفتارهای حیوانی سپاه کوفه در تقابل با اجساد شهیدانو نحوه برخورد با بازماندگان عاشورایی نمایانگر می کند.
از منظری دیگر به این موضوع پی می بریم که روند شکل گیری عاشوراثمره بی توجهی به قرآن است و به طور کل هر آنچه باعث دوری از دین شود در تبلورمفهومی عاشورا و کربلا روشنایی ویژه ای می یابد.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

عاشورا، دهگانه حقیقت  
 
     
 
 
عاشورا، دهگانه حقیقت

عاشورا زمانه ای است که در گوشه ای از تاریخ نشست و جاودانه گشت. برخی از امور هر چند که در لحظه تاریخی اتفاق می افتد و در بند تاریخ، اسیر است، ولی خود فرا لحظه و فرا تاریخی است. از آن جمله عاشوراست که با معنای دهم است ولی از چنان کلیتی برخوردار است که همه زمانه را بلکه همه هستی را با خود همرنگ و هماهنگ ساخته است. دیگر عاشورا به معنای روز دهم از هر ماه و یا حتی روز دهم از ماه محرم سال ۶۱ هجری نیست بلکه روزی همانند آن روزهایی است که در قرآن بیان شده و گفته است که ایام الله است. ایام الله تنها به سبب انتساب آن به خداوند معنای خاصی نیافته، بلکه این انتساب نوعی فرا لحظه و فرا زمان را برای آن تثبیت می کند.
ایام الله، تجلی حق و حقیقت
اگر بخواهیم برای ایام الله معنا و مفهوم واقعی و درستی ارائه دهیم، باید آن را ظهور و تجلی حق و حقیقت بدانیم.
ایام الله روزی است که خداوند بحق، ظهور و جلوه می کند. از این رو هر تجلی او یوم خوانده می شود. بنابراین این یوم القیامه و روز رستاخیز به معنای روز تجلی یک حقیقت کامل است. همه قیامت و رستاخیز روزی از روزهای خداست. زمانی که خداوند تجلی به واحد قهار می کند نیز روزی از روزهای خداست: لمن الملک الیوم؟ لله الواحد القهار؛ امروز از آن کیست؟ و چون در آن حالت کسی جز خدای یگانه قهار نیست و همه را به حکم الموت مت؛ ای مرگ تو نیز بمیر، همگان میرا شده اند و تنها خدای قهار مانده است، خود در پاسخ خود می گوید: لله الواحد القهار یعنی از آن خدایی است



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
پیام آور کربلا

امام علی بن الحسین(ع)، مشهور به زین العابدین و سجاد، بنا بهنقل مشهور در سال ۳۸ هجری در مدینه به دنیا آمد. در هنگام حادثه کربلا ۲۲ یا ۲۳ سالسن داشته و بنا بر نظریه بیشتر دانشمندان اسلامی از برادر شهیدش حضرت علی اکبر،کوچکتر بوده است. حیات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و علمی امام سجاد(ع) از زوایایگوناگون قابل بررسی است. یکی از ابعاد زندگی امام سجاد(ع) همراهی او در قیام کربلاو پیام رسانی آن نهضت بزرگ است. قیام بزرگ عاشورا ماندگارترین نهضت اسلامی است کهدر محرم سال ۶۱ قمری روی داده است. این نهضت دارای دو مرحله بود؛ نخست، آفرینش وشکل گیری و جهاد و جانبازی و دفاع از اسلام و... بوده که به رهبری امام حسین(ع) ازنیمه ماه رجب سال ۶۰ هجری آغاز و در دهم محرم سال ۶۱ هجری به فرجام رسید. دوم، دورهپیام رسانی و تثبیت ارزشهای نهضت و عرصه جهاد فرهنگی و تبیین آرمانهای آن قیام مقدسبود که به رهبری امام علی بن الحسین(ع) تداوم یافت.
شاهد واقعه
در زمینه حضور امام سجاد(ع) در نهضت حسینی جای تردیدی نیست. امااز صحنه های اجتماعی و سیاسی امام سجاد(ع) در برهه آغازین نهضت، آگاهیهای زیادی ازتاریخ به دست نمی آید، یعنی از نیمه رجب، نقطه آغاز نهضت کربلا تا شب دهم محرم،آخرین شب حیات امام حسین(ع) هیچ گونه گزارشی در منابع تاریخی به چشم نمی خورد؛ آنچهکه هست از این تاریخ به بعد است. صحنه گزارش شده حیات اجتماعی و سیاسی امام زینالعابدین(ع) در قیام حسینی، مربوط به شب عاشوراست. امام علی بن الحسین(ع) در آن شبکه بیمار نیز بود، شب غریبی را سپری کرد و با چشمان خویش عظمت روح حسین بن علی(ع) وشهامت و وفاداری اصحاب را دید و خود را برای روزهای واپسین آماده می ساخت. تقریباًهمه مورخان بر این باورند که امام سجاد(ع) در صحنه کربلا بیمار بود و این بیمارینیز حکمت و مصلحت الهی برای امت اسلام بوده تا در سایه آن، وجود حجت خداوند در زمینحفظ شود و امر وصایت رسول خدا(ص) تداوم یابد. به همین دلیل در میدان رزم کربلا حضورنیافت. او تنها بازمانده مرد از خاندان حسین(ع) بود که از کربلا زنده بازگشت تاپرچمدار هدایت امت باشد.
پس از واقعه
حادثه خونین کربلا، عصر روز عاشورا با شهادت امام حسین(ع) واصحابش پایان پذیرفت و بخش دوم نهضت حسینی به رهبری امام علی بن الحسین(ع) آغاز شد. مسئولیت پیام رسانی عاشورائیان بر شانه های امام ساجدان و عارفان، سنگینی می کرد. او می بایست در عصر ناامیدی از پیروزی حرکت مسلحانه به روش دیگری به بیان مسئلهرهبری و امامت، لزوم شناخت امام عادل و نشانه های امام عدل و نشانه های رهبران فاسدو ستم پیشه بپردازد و مردم غافل و به جهل واداشته را به وظایفشان در برابر رهبرعادل و همت برای اصلاح جامعه، بیدار سازد.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 19 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

استاد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد با اشاره به اینکه امام حسین(ع) آزادیخواه بوده است، گفت: آن حضرت مخالف استبداد و بدنبال رهایی از جهل و زور بود‌، از نظر امام حسین(ع) انسانهای شریف نباید زیر بار پستی و ذلت بروند.
دکتر سید محمد ثقفی در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به اینکه واقعه عاشورا حادثه مهمی است که در صدر اسلام اتفاق افتاده و در واقع حادثه‌ای درون گروهی میان مسلمانان بوده است، گفت: مسلمانان را می‌توان به دو گروه اکثریت و اقلیت آگاه تقسیم کرد که از نظر شیعیان سه نماد غدیر، عاشورا و مهدویت برای این اقلیت آگاه وجود دارد، نمادهایی که همگی موضوعاتی اجتماعی هستند .
وی با تأکید دوباره بر اینکه عاشورا پدیده‌ای اجتماعی است، افزود: حماسه عاشورا یک فاجعه و خسارت در عالم اسلام بوده و در روایات هم آمده که مصیبت آن بر اهل آسمان و زمین گران تمام شده است. البته این واقعه محتوایی نیز داشته که می توان آن را در خطبه‌های امام حسین(ع) مشاهده کرد. اولین نکته در این واقعه امتناع سیدالشهدا از بیعت با خلیفه است، امتناعی که بدلیل آسیب اجتماعی ناشی از عدم مشارکت مسلمانان در انتخاب خلیفه و عدم جامعیت فرد انتخاب شده که فردی فاسق نیز بوده، انجام گرفته است.
استاد جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی یادآور شد: سیدالشهدا از همان ابتدا حالتی اصلاحی داشته و به امر به معروف و نهی از منکر مبادرت ورزیده است، چرا که با ظهور معاویه، نظام اسلامی به حالتی استبدادی سوق پیدا می کند و وی حتی پسر خود را که دارای معروفهای اسلامی نیست به جانشینی انتخاب می‌کند، معروفهایی مانند عقلانیت، تقوا، عدالت اجتماعی،‌ حاکمیت صالحان و شایستگان، الفت و دلسوزی رهبر و خیرخواهی برای امت که شرط بقای یک جامعه‌ هستند.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 17 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
     
 
 
از عرفه تا عاشورا ۱ کلید یک راز

چه نسبتی بین سخن انسان و رفتار اوست؟ چه نسبتی بین اندیشه و سخن وجود دارد؟ این هماهنگی چگونه میسر می شود؟ در گذران زندگی، در بررسی زندگی دیگران، هنگامی که تاریخ می خوانیم. تاریخ سیاست یا فرهنگ، با انسان هایی روبه رو می شویم که برخلا ف آنچه می اندیشیدند سخن می گفتند و نیز رفتار و منش آنان چیز دیگری بود. جلوه یک نما بود و خلوت نمایی دیگر... سعدی مطابق فرهنگ زمانه خویش اندرز می دهد که هنگامی که با سلطان مواجه می شوید: اگر هم روز را گوید شب است این
بباید گفت اینک ماه و پروین!
اندیشه در مداری دیگر می گردد و سخن متناسب با میل سلطان رقم می خورد. انسان هویتی آشفته و پریشان پیدا می کند... مثل کشتی بی لنگر کج میشد و مج می شد...
انسان هایی هم هستند که مثل چشمه زلا ل و مصفا. ذره ای غبار بر سیمایشان ننشسته، تیرگی به اندرون شان راه نیافته. همانند که می نمایند. حتی نمود آنان از بودشان کم رونق تر است. در نبرد سرشار از افتخار مجاهدان حزب الله با ارتش اسرائیل، سرودی خوانده شد با عنوان: <احبایی...> سراینده این سرود و نیز خواننده هر دو از مسیحیان لبنان بودند. متن سرود بر اساس متن نامه ای که سیدحسن نصرالله رهبر حزب الله برای مجاهدان نوشته بود، سروده شده است. یک بند سرود این است:
<استمعت الی رسالتکم
و فیها العز و الا یمان
و انتم مثل ما قلتم
رجال الله فی المیدان>
شما همان بودید که می گفتید! مردان خدا در میدان نبرد.
عاشورا را هم از همین زاویه می توان بررسی کرد. امام حسین(ع) چه گفت که تحقق سخنش در کربلا و عاشورا جلوه کرد؟ کدام سخن است که وقتی تحقق خارجی پیدا می کند، می شود عاشورا؟
به عبارت دیگر عاشورا یک جلوه است و یک صورت؛ معنای عاشورا و حقیقت عاشورا چیست؟
تا به امروز تفسیر های مختلفی از نهضت عاشورا صورت گرفته است. پژوهشگران هرکدام از زاویه ای به نهضت امام حسین(ع) و یاران او نگریسته اند. محمدمهدی شمس الدین در کتاب <ثوره الحسین> و نیز صالحی نجف آبادی در <شهید جاوید> از زاویه فلسفه سیاسی به نهضت عاشورا نگریسته اند. آیا سخن امام حسین(ع) که عاشورا تحقق آن سخن بود، همین بود



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 16 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
     
 
 
یك كاروان دل

این همه بانگ جرس كاروان از چیست؟ از چه رو جای سم اسبان ترك می خورد، می شكند؟ مگر نه این است كه زمین كربلا همیشه داغ بوده است، پس چرا امروز این چنین تب كرده است و عرق كرده...
خورشید را چه می شود كه این چنین بر سینه می كوبد كه رخ بپوشد، آسمان را چه می شود كه كودك یتیمی را می ماند كه بغض هایش را فرو می خورد و سر بر گریبان كشیده است... این كدامین كاروان است كه غریبانه می نوازد، غافله سالارش را بگوئید كه این نوای حزین كه از قلب كاروان می آید، از چیست؟ چه شده است كه زمین سكوت اش را شكسته و فریاد می زند تا كاروان نیاید...
نه... نه... نه... نگویید كه حسین (ع) آمده است و زینب (س) به همراه او تا گل هایش را به باغبان بفروشد و برود، نگویند كه عباس آمده است كه فرات را یارای چشم دوختن بر چشمانش نیست. همان بس كه داغ لب های تشنه برای همیشه بر دل فرات مانده است و حسرت قطره ای تا گوارایی اش را به لب های عباس ثابت كند؛ كاش آب بر آب نمی ریختی عملدار!
از آن هنگام كه ستون خیمه ها بر دل زمین كوبیده شد، نام كربلا را بر این سرزمین نهادند، نه آن هنگام كه فریاد وا محمدای (ص)، زینب (س) فاجعه عظیم تاریخ را بر عالمیان فریاد كرد. و قدسیان از آن هنگام كه كاروان دل برزمین رسید سر بر دیوار ماتم سائیدند. كاش عاشورا می دانست كه حسین (ع) كیست؟ آن وقت راضی به ظهر عاشورا نمی شد. كاش تاسوعا می دانست كه عباس (ع) یعنی چه آن وقت دل به رفتن عباس (ع) نمی داد. حسین (ع) ابراهیم شده بود با
۷۲ قربانی، بی آن كه چشم داشتی به دست های خدا داشته باشد، می دانست كه همه را می سپارد به سینه آسمان و خود نیز...

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 16 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
حسین(ع) عزیزترین عضو خانواده ایرانی است

دو عکاس لهستانی پس از عکاسی از محرم ایران، از تغییر نگاه خودشیعه و ایران خبر دادند و ایرانی ها را خانواده ای دانستند که حسین(ع) عزیزترین عضواز دست رفته آن است.
مارتین و پیتر کالینسکی دو برادر عکاس و موسیقیدان لهستانی وهمکار روزنامه "جنیک" چاپ ورشو که برای گرفتن عکس و بررسی موسیقی محرم به ایران سفرکرده اند در گفتگو با خبرنگار مهر درباره دلایل علاقه خود برای دیدن این مراسمگفتند: برای ما دیدن مراسمی با ویژگیهای محرم به عنوان یکی از منحصر به فردترینمراسمات جهان بسیار شگفت انگیز بود.
برادران کالینسکی در ادامه گستردگی این مراسم در میان تمامایرانیها را عجیب دانستند و از وجود لذتی خاص در بادیگران بودن در مراسم محرم سخنگفتند.
آنها مردم ایران را به خانوده ای تشبیه کردند که به خاطر از دستدادن کسی که برای همه آنها محترم و عزیزبوده است گریه می کنند.

این دو ادامه دادند: برای ما واقعا جالب بود که پیرمردها مثل بچه های یکی دوساله برای حسین(ع) گریه می کردند



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

حافظ و محرم

صدای اذان بلند می شود. پیر عشق، به سجاده بی نیازی از خلق و نیازمندی حق می نشیند. یاران و اصحاب از لابه لای خیمه ها، خود را به امام می رسانند؛ نماز جماعت مثل هر شب اقامه می شود. هرکس به تعقیبی و دعائی، ذکری و وردی اشتغال داشته پس از انجام سنتی که سیره اش گردیده بود، هرکدام به طور جداگانه به خیمه ها باز می گردند؛
حدیث دوست را که جز به حضرت دوست نمی
توان گفتن، بر یکدیگر روایت می کنند. گرم گفتن و شنیدن بودند که ناگهان صلای حضور زدند. بار عام امام چون غیرمنتظره بود، با نگاه از هم می پرسیدند، چه ضرورت فوری موجب چنین شرفیابی گردیده ولی در خود نمی گنجیدند زیرا معتقد بودند و می گفتند:
همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
خیل محرمان همدل، که در حرم یار مانده بودند، یعنی دست غیب بر سینه ایشان برده بود، جمع آمدند، دیده بر جمال حضرت عشق باز کردند، از سر تا پا گوش بودند.
علی بن الحسین که در آن شب به فرموده امام باقر علیه السلام به درد دل مبتلا بودند، متوجه آمدن اصحاب و یاران شده، می فرمایند «با این که مریض بودم، خود را به جمع آنان نزدیک کردم تا گوش دارم، پدرم چه می فرماید. شنیدم با یاران خود چنین سخن آغاز کرد: «خدا را به نیکووجهی سپاسگزارم و در عافیت و گرفتاری او را ستایش می کنم. خدایا تو را سپاس می گذارم که ما را به پیامبری سرفراز کردی و قرآن را به ما آموختی و ما را در دین و احکام آن فقیه و دانا ساختی و برای ما گوش ها و دیده ها و دلها قرار دادی و ما را از آلودگی شرک برکنار داشتی؛ پس ما را شکرگزار نعمت هایت قرار بده» حوصله ها به دنبال اصل موضوع می دویدند.
بی تابانه ماجرایی را که موجب این گردهمایی شده بود، می جستند. می خواستند، اما بدون مقدمه ولو حمد و ثنای خدای تعالی، همان هایی را بیان دارند که به همان جهت سعادت شرفیابی نصیبشان شده است.
در چنین حال و هوایی شنیدند که فرمود: «راستی که من اصحابی باوفاتر و بهتر از اصحاب خود و خویشانی نکوکارتر و مهربانتر از خویشان خود نمی شناسم، خدا همه شما را جزای خیر دهد. گمان می کنم که روز نبرد ما با این سپاه رسید، من همه را اجازه رفتن دادم و آزاد گذاشتم، همگی بدون منع و مزاحمتی راه خود را در پیش گیرید و از این تاریکی شب استفاده کنید». علی بن الحسین نظاره می کرد، منتظر تصمیم حاضرین بود.
که عباس بن ابیطالب عموی عزیز و بزرگوارش فرمود: «نخواهیم رفت، چرا برویم؟ برای اینکه بعد از تو زنده بمانیم؟ خدا چنان روزی را پیش



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 10 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
     
 
 
محرم در اسارت

دشمن بعثی بیشترین حساسیت را در مورد محرم و عزاداری برای سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین(ع) از خود نشان می داد.
من نمی دانم چه رازی در این عزاداری نهفته است که در طول تاریخ همه جباران و مستبدان با آن مقابله کرده اند. تا جایی که کمترین و مخفی ترین آن را هم تاب نیاورده اند.اما جالب تر اینکه با تمام این فشار ها عزاداری برای سید الشهدا علیه السلام در سخت ترین شرایط و در مخوف ترین و مستبد ترین حکومت ها زنده مانده و عاشقان حسین علیه السلام آن را سینه به سینه، نسل به نسل و در زیرزمین ها و پناهگاه ها تا به امروز منتقل کرده اند.شیعیان شوروی سابق در دوران سیاه حاکمیت مارکسیسم,لنینیسم و استالینیسم که با اندک مظاهر مذهب به شدت برخورد می شد.به هرشکل ممکن دست از عزاداری برنداشتند.رضا خان قلدر نیز نتوانست با بگیر و ببندهایش شور عزاداری حسینی را از مردم ولایت مدار ایران بگیرد. دشمن خبیث بعثی نیز هرچه کرد نتوانست ذره ای از شور محرم بکاهد.
در این باره خاطرات زیادی وجود دارد که به نمونه هایی از آن اشاره می کنم.
یک سالی دشمن مصمم شده بود که روز عاشورا مانع عزاداری آزادگان شود.
بهمین منظور برای هر آسایشگاه یک نگهبان گمارده شد.لذا عزیزان آزاده که خود را آماده کرده بودند تا از صبح عاشورا با مراسم زیارت عاشورا برنامه های خود را شروع کنند و تا ظهر عاشورا به اوج شور حسینی برسند.اما نتوانستند بصورت جمعی در داخل آسایشگاه ها مراسم عزاداری و سینه زنی بر پا کنند.ساعتی به این منوال گذشت.هر گوشه ای از اردوگاه را که نگاهی می کردی شیفتگان ابا عبدالله علیه السلام را می دیدی که زانوی غم بغل گرفته و مظلومانه اشک می ریزند اما هر لحظه که می گذشت بغض فرو خورده در سینه ها سنگین تر و غیر قابل تحمل می شد.
ناله را هر چند می خواهم که پنهانش کنم
سینه می گوید که من تنگ آمدم،فریاد کن
مگر می شود عاشورا سپری شود و ما از عمق جان فریاد یا حسین علیه السلام سر ندهیم اگر چنین می شد همگی دق می کردیم، در این سکوت مرگبار ناگهان صدای عزاداری و سینه زنی از همه جای اردوگاه بلند شد. نگهبان ها هاج و واج به هر طرف سرک می کشیدند اما کسی را در حال عزاداری و سینه زنی نمی یافتند.ناگهان یکی از سربازان رو به فرمانده شان فریاد زد: سیدی، بالحمامات، قربان داخل حمام هایند.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 10 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

فلسفه و حكمت عزاداری بر امام حسین (ع) چیست و چه تفاوتهایی با سایر ائمه (ع) دارد؟
پاسخ: تمامی دلایلی كه در فلسفه و حكمت عزاداری بر اهل بیت (ع) و آثارو فواید آن مطرح است در فلسفه و حكمت عزاداری امام حسین (ع) نیز جاری و ساری است با این تفاوت كه كشتی نجات امام حسین (ع) دو صفت متفاوت و برجسته دارد:
۱) اوسع است: یعنی ظرفیت و گنجایش آن برای دربرگرفتن انسان های طالب هدایت بیشتر است.
۲) اسرع است: یعنی در مسیر هدایت و نجات از راه ضلالت به سرعت موثر واقع شده و ضامن سعادت دنیا و آخرت گمراهان و گناهكاران می باشد. در روایتی همین مضمون مورد تاكید قرار می گیرد كه «كلنا سفینه النجاه ولكن سفینه الحسین اوسع و فی لج البحر اسرع» همه ال بیت عصمت و طهارت كشتی نجات و هدایت بندگان هستند اما كشتی نجات امام حسین (ع) دو صفت ویژه دارد:
۱) اوسع است. یعنی گنجایش و ظرفیت آن بیشتر است
۲) اسرع است، یعنی طوفان حوادث و بلایای دریا را با سرعت طی طریق كرده و موانع را پشت سر می گذارد.
بنابر این مسأله انسان سازی، جامعه سازی، انتقال فرهنگ اهل بیت (ع) به نسل های بعد و بالاخره تقویت محبت و دوستی اهل بیت (ع) در مجالس امام حسین (ع) وسیعتر و قوی تر می باشد. زیرا ماهیت قیام امام حسین (ع) و نیز آموزه های تربیتی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی عاشورا، در تعالی و بالندگی انسان و جامعه چشم گیر بوده و عناصر رویداد كربلا، مولفه های اساسی و اصلی را در ترسیم فرهنگ شیعی رقم زده است كه توسط مراسم سوگواری به نسل بعد منتقل می شود.
بنابر این با توجه به بیانات، سخنان و شعارهای عاشورا، می توان عناصر انسان ساز، جامعه ساز وفرهنگ ساز را در شاخص های زیر مورد توجه وامعان نظر قرارداد



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 9 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان
(تعداد کل صفحات:3)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.